...
سلام
ای کاش رویی میداشتم تا مثل منتظرات شعر میذاشتم ، می گفتم آقا بیا ، دلگیرم از فراقت ، تحمل دوریتو ندارم ، دلم واست تنگ شده و ...
اما افسوس ، افسوس که هیچ وقت منتظرت نبودم ، هیچ وقت از ته دلم آرزوی اومدنتو نکردم ، هیچ وقت نبوده که به خاطر تو از پر لذت ترین گناه ها بگذرم ، هیچ وقت اون جوری که باید ازت اطاعت نکردم ، و اصلا توی هر روز چند بار به یادت بودم؟ چقدر به خاطر تو بعضی کارا رو انجام دادم و ندادم؟
ای کاش رویی داشتم تا تولدت رو تبریک بگم.
ای کاش میشد تولدت رو به محضر حضرت زهرا و امام رضا سلام الله علیهما تبریک بگم.روم نمیشه آقا روم نمیشه
آقا دیگه خسته شدم از دست خودم. نمیدونم توی دین اسلام جایگاهی واسه آدمایی مثل من ، نه بهتره بگم من ، وجود داره یا نه؟
چی بگم والا؟ همش اندوه و حسرت و افسوس و چه بد افسوسی ! چه بد افسوسی که وقتی موقع تاثیرش میشه دیگه همه چیز فراموش میشه.
آقا نیا
نه ، بیا
بیا مگه منتظرات چه گناهی کردن که باید به خاطر من نبیننت.
بیا ... بیا ... به خاطر خوبات بیا ...
خانه ام كو؟خانه ات كو؟